این بادها که بدرقهی زایش تو اند _ فردین فرهمند


این بادها که بدرقهی زایش تو اند
سیارهها که حاصل آرایش تو اند
از شاخهای به شاخهی دیگر نمیپرند
پروانهها که در پی آرامش تو اند
لوح و سما و عرش و بهشت و جهنمش
تهماندههای عرصهی پیدایش تو اند
در برف هم بهسوی تو قد میکشیده اند
این سروها که معجزهی تابش تو اند
اردیبهشت و آذر و اسفندماه نیز
سرفصلهای قصهی آسایش تو اند
این کاسهها که یکسره سر میکشیدشان
سرهای سرسپردهی فرمایش تو اند
ای کوه روی سینهام آوار گشتهای
غمهای من نجابتی از رانشِ تو اند
از شاخههای موی تو پرواز میکنند
قوهای پر کشیده که در بالش تو اند