لبهای او نه لب که دواخانهی من است _ حسین توحیدی
لبهای او نه لب که دواخانهی من استتنها مسکِّن دل دیوانهی من است فرمانروای سلطنت شهر لالههاستشاهِ پری به خدمت پروانهی من است در عمر خود قشنگتر از او ندیدهاماو قرص ماه...
لبهای او نه لب که دواخانهی من استتنها مسکِّن دل دیوانهی من است فرمانروای سلطنت شهر لالههاستشاهِ پری به خدمت پروانهی من است در عمر خود قشنگتر از او ندیدهاماو قرص ماه...
عصر روز پنجشنبه ۱۴۰۵/۶/۲۶ صد و چهل و نهمین نشست هفتگی ادبی «چارباغ خیال» در بلخ، با حضور جمعی از شاعران و فرهنگیان فرهیخته، به همت انجمن ادبی خانه مولانا،...
زمین از آفتاب افتاد و ماه از آسمان افتاددوباره تیرهگی در قلبهای نوجوان افتاد و چاقو در پی خودکارسازی رفت در جنگلقلم چاقو کشید و کار دست ناکسان افتاد دوباره جنگ آمد...
رفتن به سوی صحرا، دنبال چیست دریا؟!در پرده های سازت آهنگ کیست دریا؟ باشندگان جنگل، چندیست تشنه هستنداز روی مهربانی، قدری بایست دریا آلاله ها یکایک از زندگی بریدنددر آرزوی گلها، باید...
گندم زردشده در دم داسم چه کنماگر از سایۀ مرگم نهراسم، چه کنم؟ دلخوشیهای سفرکردۀ من برگردیدروزگاری است که ویران از اساسم چه کنم کاش سنگینی غمهای مرا میدیدیدشانهام خسته و من...
چنان که سوختن از بیتو ساختن سخت استکجا در آتشِ سوزان گداختن سخت است؟! «دل» است و عاقبتش باختن، خیالی نیستکه در حضورِ تو «خود» را نباختن سخت است کلاه و کفشم...
عصر روز پنجشنبه صد و چهل و هشتمین نشست هفتگی ادبی «چارباغ خیال» در بلخ، با حضور جمعی از شاعران و فرهنگیان فرهیخته، در دو بخش نقد و بررسی شعر...
خوشحال باش، با همه خوشحالها برقصای دست تو لطیف تر از بالها، برقص باشد به لطف جادویت از نو، جوان شونددر پارک، در کنار کهنسالها برقص با رقص تو اگرچه زبان بسته...
عقاب زخمی آسمان را هم نمیخواهم، عقاب زخمیامبیکران را هم نمیخواهم، عقاب زخمیاممن که عمری در تبِ پرواز خاکستر شدمنردبان را هم نمیخواهم، عقاب زخمیاماز تبار باد بودم، همنفس با...
صد و چهل و هفتمین نشست هفتگی ادبی «چارباغ خیال» عصر روز پنجشنبه ۱۲ سنبله (شهریور) ۱۴۰۵ خورشیدی، با حضور جمعی از شاعران و اعضای این سلسله نشستها، به همت...