سخت است اگر رسیدن و انسان نمی‌رسد _ خدیجه حلیمی

سخت است اگر رسیدن و انسان نمی‌رسد
بیهوده نیست، عشق که آسان نمی‌رسد!

با این‌که سر به سجده‌ی عشقت گذاشتم
این راز سر به مُهر به ایمان نمی‌رسد

وقتی که نیستی به نظر می‌رسد که من
جانم به لب رسیده و درمان نمی‌رسد

نفرین به قصه‌های غم‌انگیز هر شبم
این غصه‌های کهنه به پایان نمی‌رسد

سرخورده نیستم که سراسر سیاسرم
سرخورده نیستم که به من نان نمی‌رسد

ابرم! که التماس‌کنان، نان می‌آورم
ابری بدونِ گریه به باران نمی‌رسد

این بغض‌ها به چهره‌ی پاییز رفته‌اند
آیا صدای آذر و آبان نمی‌رسد؟

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *