زمین راکد، زمان ساکن، جهان ساکت _ محدثه نبی حسینی
زمین راکد، زمان ساکن، جهان ساکتدهان خسته، دهان بسته، دهان ساکت! درون روزنامه هیچ حرفی نیست خبرها صامتند و واژگان ساکت کلاس درس و دانشگاه و دانشجوشبیه روزهای امتحان ساکت...
زمین راکد، زمان ساکن، جهان ساکتدهان خسته، دهان بسته، دهان ساکت! درون روزنامه هیچ حرفی نیست خبرها صامتند و واژگان ساکت کلاس درس و دانشگاه و دانشجوشبیه روزهای امتحان ساکت...
با تو چه قدر میل گناه است در سرمبوس و کنار شام و پگاه است در سرم وقت حلول ماه نو از ابروان نازمشق جنون هر سر ماه است در...
اگر از عشق نخوانم، تفنگ خواهد خواندبه جای بچهی آهو پلنگ خواهد خواند قبیله، یک قفس است و دهان آدم هابه گوش دختر حوا ز ننگ خواهد خواند اگر که...
باران براى پنجره ى من بیاوریدیک باغ، آرزوی شگفتن بیاورید با تار غصه بر لب ما بخیه مى زنندیک غنچه خنده نیست که بر من بیاورید؟ در لا به لاى...
طناب دور گلو، چارپایه غم میخورد به یاد فاجعهای حال دل به هم می خورد به یاد صحنهٔ معصوم سنگ و سار شدن به یاد جرم نکرده و سر بدار...
دل نیست این پرندهی غمگین بیقراریک بمب ساعتی ست که در حال انفجار… سر نیست روی گردنم این غده ی بزرگلب نیست این دوماهیی قرمز به شوره زار… غم خانه...
خوب من خود را چه زیبا در دلم جا کردهای ماهواری در دل این برکه بلوا کردهای
تو نیستی که ببینی غم جهان مرازمین تنگ و قفس های آسمان مرا من و سکوت غم انگیز سرد این خانهو تو که برده ای از خاطرت نشان مرا چنان...
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ حس میکنم با دیگران بیگانه بودن راعاقلتر از هر...
خود را بغل کردهاست در تختی که دنیاستروحی که خاموشاست اما غرق غوغاست روحی خمیده، خندههایش لب پریدهروحی که در عین شکستن باز زیباست هر روز او چیزی به جز...