صد و چهل و هشتمین نشست ادبی چارباغ خیال
- چارباغ خیال, رویدادهای ادبی
- 1405/06/19

عصر روز پنجشنبه صد و چهل و هشتمین نشست هفتگی ادبی «چارباغ خیال» در بلخ، با حضور جمعی از شاعران و فرهنگیان فرهیخته، در دو بخش نقد و بررسی شعر و شعرخوانی با گردانندگی حمزه عابر برگزار شد.
در آغاز، حمزه عابر ضمن خوشآمدگویی به حاضران، ساختار برنامه را تشریح کرد و از سهراب سوشیان دعوت نمود تا غزل خود («هرچند بر تو زخم زدن کار راحت است / تغییر صادقانهترین شکل نفرت است…») را برای نقد و بررسی قرائت کند.
حمزه عابر با تحلیل غزل سوشیان، زبان اثر را شسته، رفته، صمیمی و در قالب یک دیالوگ یکطرفه توصیف کرد که آمیخته با گلایه و کنایه است. وی به بررسی هنجارشکنی زبانی پرداخت و خاطرنشان ساخت که رعایت هنجارهای معمول زبان اگرچه پیوند با مخاطب و ماندگاری در حافظه جمعی را آسانتر میکند (مانند اشعار سعدی و مولانا)، اما شعر نباید تنها محدود به ساختار ساده دستوری باشد. عابر با اشاره به تکراری بودن وزن، قافیه و ردیف، بر وجود برخی اشکالات در موسیقی کنار و تکرار قافیهها تأکید کرد. وی همچنین فقدان نگاه سینمایی، طبیعتگرایی و تصاویر عینی را از نقاط ضعف اثر دانست و با یادآوری سرودههای موفق پیشین سوشیان (از جمله شعر با ردیف «پرید»)، او را به بهرهگیری بیشتر از قابلیتهای بیانی و تصویری توصیه نمود.
استاد سید سکندر حسینی بامداد غزل سهراب سوشیان را کاری در فضای نیوکلاسیک و متأثر از سبک فاضل نظری دانست و آینده ادبی درخشانی را برای وی پیشبینی کرد. وی با تکیه بر نظریات ادوارد هرش و کتاب دکتر ابوالحسن نجفی، ۱۵ نقش کلیدی زبان (از جمله تکیهگاه اندیشه و بیان هنری) را تشریح نمود و بر اهمیت هنجارگریزی و آشناییزدایی برای زنده ساختن ظرفیتهای زبانی در غزل نیوکلاسیک تأکید کرد. بامداد با استناد به دیدگاه کریستوفر اسمارت (منتقد انگلیسی قرن ۱۸) درباره طراوتبخشی شعر به زبان، و نظریه اکتاویو پاز پیرامون دو نیروی «بالاکشنده» و «پایینکشنده» شعر، خاطرنشان کرد که این غزل متأسفانه در لایه اولیه زبان باقی مانده است. وی در پایان، ترکیبسازی تازه، توجه به موسیقی کنار و خلق تصاویر نو با الهام از طبیعت را برای ارتقای اثر پیشنهاد کرد.
وحید علینیا ابتدا به طرح مبحث «تأثیرپذیری و تقلید» در شعر پرداخت و با اشاره به نظریه افلاطون (تقلید از تقلید)، یادآور شد که اگرچه ردپای فاضل نظری در اثر دیده میشود، اما شاعر باید امضای مستقل خود را در شعر داشته باشد (همانند نمونههای موفق رهی معیری و شهریار). وی تنها تصویر ملموس شعر را عبارت «خط زدیم سر نام یکدیگر» دانست و بر پیوند شعر امروز با سینما و سایر هنرها تأکید کرد. علینیا وجود طنز خفیف، آمیخته با تلخی و حسرت را در سراسر ابیات (از جمله حسن تعلیل طنزآمیز در بیت «گفتیم در جدایی ما نیز حکمت است» و بیت پایانی «نعش مرا بگیر همین هم غنیمت است») از محاسن برجسته غزل برشمرد و در کنار آن به برخی نکات فنی مانند ضعف تألیف در ترکیب «رأس ساعت» و وجود برخی حشوها برای پر کردن وزن اشاره نمود.
سید شاه محمد اسماعیلزاده زبان غزل را سلیس، روان و منتقلکننده سریع مفهوم به مخاطب توصیف کرد. وی اثر را روایتی از جریان یک عشق و جدایی دانست که در نهایت، عشق را به یک «جنگ» تشبیه کرده است. اسماعیلزاده تصریح کرد که شاعر در برابر معشوق و عشق خود را تسلیم و فدا شده نشان میدهد و با شاهد آوردن ابیاتی از حافظ («ندانستم که این دریا چه موج خون کشان دارد») و خاقانی («من ندانستم که عشق این رنگ داشت…»)، توانایی و حس شاعرانه سوشیان را تحسین نموده و برای او آرزوی موفقیت کرد.
در بخش پایانی نشست، شرکتکنندگان و شاعران حاضر هر یک محمد الله احساس، وحید علینیا، سهراب سوشیان، مجید خاکسار، احمد رشاد حیدری، سید شاه محمد اسماعیل زاده، امید عادلپور، سید سکندر حسینی بامداد و حمزه عابر به خوشخوانی و قرائت سرودههای خود پرداختند.
در پایان نیز حاضران عکس دسته جمعی گرفتند و صد و چهل و هشتمین نشست هفتگی «چارباغ خیال» به پایان رسید.
شعر
بچه های مولانا
دختران رابعه
داستان
مقالات ادبی
رویداد های ادبی
رویدادهای فرهنگی هنری
چند رسانهای
درباره ما
نشر شادیان
