صد و پنجاهمین نشست ادبی چارباغ خیال
- چارباغ خیال, رویدادهای ادبی
- 1405/07/03

عصر روز پنجشنبه ۱۴۰۵/۷/۲ صد و پنجاهمین نشست هفتگی ادبی «چارباغ خیال» در بلخ، با حضور جمعی از شاعران و فرهنگیان فرهیخته، به همت انجمن ادبی خانه مولانا، انجمن نویسندگان بلخ و کتابخانه عمومی فردوسی، در دو بخش نقد و بررسی شعر و شعرخوانی با گردانندگی حمزه عابر برگزار شد.
در آغاز، حمزه عابر ضمن خوشآمدگویی به حاضران، ساختار برنامه را تشریح کرد و غزل خود («پیاله پشت پیاله بزن شرابت را / مگر که مست کنی رنج و اضطرابت را…») را برای نقد و بررسی قرائت نمود.
استاد سید سکندر حسینی بامداد به بررسی غزل عابر پرداخته افزود: شعرعابر در چند سال اخیر به سمت انسجام، یکدستی و قدرت بیشتر را ستود. وی تصویرسازی، ترکیبسازی تازه، چیدمان نحوی ویژه و لحن آمیخته با طنز تلخ را از ویژگیهای برجسته سبک عابر دانست و اشاره کرد که شعر هرچه به انتها نزدیکتر میشود، کشفها و نگاه شاعرانه آن محکمتر میگردد. بامداد ترکیبهایی چون «مستِ اضطراب»، بومیسازی هنرمندانه ضربالمثل در بیت «از آسیاب نیفتاد هیچگاه آبت / بزن در آب بیانداز آسیابت را»، تعبیر «سارق خواب» بهعنوان اوج حس عاطفی اثر، «ساختن ابر از آه» و بیت پایانی درخشان اثر را از نقاط قوت برجسته شعر برشمرد. وی در عین حال، تکرار ترجیعگونه مضمون نوشیدن در ابیات دوم تا چهارم («بنوش باز بنوش») را باعث ایجاد ملال دانست و پیشنهاد داد که برای تقویت ایجاز و انسجام، این سه بیت ویرایش یا حذف شوند.
سهراب سوشیان غزل عابر را روایتی جامع از زبان یک دانای کل توصیف کرد که تمامی راههای فرار از رنج و خویشتن (مانند مستی، نابینایی، سوختن کتاب، تخریب آسیاب، پنهان کردن خورشید و برداشتن نقاب) را به تصویر میکشد، اما در نهایت نشان میدهد که هیچ راه فراری از غم وجود ندارد و همه مسیرها به خودِ شاعر ختم میشوند. وی بیت آسیاب را بهعنوان «شاهبیت» اثر و رمزی از شکستن چرخه سرگردانی (مشابه بیت حافظ) دانست. سوشیان همچنین به تصویر چندلایه پنجره، آه و خورشید در بیت هشتم و جمعبندی هوشمندانه اثر در بیت پایانی اشاره نمود.
مجید خاکسار با تحسین بیت مطلع و تصویرگری بیت «اگرچه سر به هوا گشت»، به برخی ایرادهای فنی و محتوایی اشاره کرد. وی وجود سه حرف ربط و اضافه پیاپی («که تا به») در بیت دوم را حشو و موجب سنگینی زبان دانست. همچنین عدم ارتباط بیت پنجم («برای اینکه گل پرپری درونش بود…») با فضای کلی بادهنوشی و ملموس نبودن ترکیب «چشم پنجره» (و لزوم جایگزینی آن با واژگانی چون شیشه) را از نقاط ضعف اثر قلمداد کرد.
سید عیسی سادات بر پیوستگی روایتی غزلهای عابر تأکید کرد و چهار بیت نخست را روایتی منسجم از تلاش برای فراموشی رنج به وسیله باده دانست که به سبک روایتگری حافظ شباهت دارد. وی تعبیر «سر به هوا گشت پیک» را به معنای بالا کشیدن و خالی شدن جام تعبیر نمود. سادات همچنین بیت پایانی را جمعبندی درخشان اثر در توصیف تقابل تنهاییِ صادقانه با نقابزدن در حضور دیگری دانست.
مجید کریمی با ابراز خرسندی از زیبایی غزل و وجود چند شاهبیت در آن، مبنی بر اینکه «شاعر باید در به کار بردن کلمات خسیس باشد»، تکرار مکرر واژگانی چون «که» (۷ تا ۸ بار) و «خود» (حدود ۵ بار) را ناشی از عدم خست در کاربست واژگان و از ایرادهای فنی اثر قلمداد نمود.
بهرام هیمه اثر را غزلی کاملاً احساسی، بازتابدهنده بیگانه بودن شاعر با درون خود و تقلا برای رهایی از اندوه دانست که با زبانی کنایهآمیز سروده شده است. وی ترکیبهای مترادف پیاپی مانند «رنج و غم» را حشو و «وزنپرکن» دانست و بیت دوم («بنوش باز بنوش آن قدر که کور شوی…») را یکی از بهترین و فلسفیترین ابیات غزل و یادآور اندیشههای ابتهاج درباره مرگ و بیخویشتنی دانست. هیمه در ادامه، منطق تصویری بیت پنجم (پرپر بودن گل و آتش زدن کتاب) و بیت هشتم (تشکیل ابر از آه در حضور آفتاب، که تنها در هوای سرد ممکن است) را زیر سؤال برد.
سید محمد شاه اسماعیلزاده غزل را یک تکگویی درونی (دیالوگ با خود یا دیگری) و دارای زبانی روان دانست که از خانواده واژگانی همبسته (مانند پیاله، شراب، مست, آب، آسیاب، پنجره، ابر و آفتاب) بهره برده است. وی حفظ تعادل میان زبان معاصر و کهن را از محاسن اثر دانست، اما طولانی بودن غزل (۹ بیت) را خطری برای یکدستی آن قلمداد کرد. اسماعیلزاده پیشنهاد داد که با حذف بیت پنجم («برای اینکه گل پرپری درونش بود…»)، ارتباط میان چهار بیت نخست و چهار بیت پایانی غزل بهزیبایی برقرار گردد.
سید وحید علینیا این غزل را یک شعر تغزلی روایی و داستانی توصیف کرد که دارای عناصر زمان، مکان و لایههای عمیق روانشناختی از سرگذشت یک شب بادهنوشی است. وی با تشریح فرمول «۲۰/۸۰» در درک شعر و نظریه «مرگ مؤلف»، بر لزوم بینیازی شعر از توضیحات بیرونی شاعر تأکید کرد. علینیا لحن کاکگی، عیاری و لوندی در کلام، عمق فلسفی بیت دوم، ایهامهای ظریف در عبارتهای «سر به هوا گشت پیک»، و زیبایی بیتهای «آسیاب» و «سارق خواب» را ستود. وی در کنار این محاسن، به تکرار قافیههای متکی بر «آب» (مانند خراب و اضطراب) در طول ۹ بیت اشاره نمود.
در بخش پایانی نشست، شرکتکنندگان و شاعران حاضر هریک: عبدالسلام حکیمی، سید عیسی سادات، مجید خاکسار، سهراب سوشیان، سید سکندر حسینی بامداد، مجید کریمی، بهرام هیمه، محمد الله احساس، سید محمد شاه اسماعیل زاده، واحد علینیا و حمزه عابر به قرائت آخرین سرودهها و شعرخوانی پرداختند.
در پایان نیز حاضران عکس دستهجمعی گرفتند و صد و پنجاهمین نشست هفتگی «چارباغ خیال» به پایان رسید.
شعر
بچه های مولانا
دختران رابعه
داستان
مقالات ادبی
رویداد های ادبی
رویدادهای فرهنگی هنری
چند رسانهای
درباره ما
نشر شادیان
