صد و چهل و پنجمین نشست ادبی چارباغ خیال

صد و چهل و پنجمین نشست هفتگی ادبی «چارباغ خیال» عصر روز پنجشنبه ۲۹ اسد (مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی، با حضور جمعی از شاعران و اعضای این سلسله نشست‌های ادبی، به همت انجمن ادبی خانه مولانا، انجمن نویسندگان بلخ و کتابخانه عمومی فردوسی با گردانندگی حمزه عابر برگزار گردید.

در آغاز این نشست، حمزه عابر ضمن خوش‌آمدگویی به شرکت‌کنندگان، روند برنامه را در دو بخش نقد و بررسی شعر و شعرخوانی معرفی کرد و از وحید علی‌نیا خواست تا غزل خود را برای حاضران قرائت کند.

در ادامه، بخش اصلی برنامه به نقد و بررسی غزل وحید علی‌نیا اختصاص یافت. این غزل با مطلع «عشق آن سگ هاری که من هر روز نان دادم / آخر شبی با زهر نیشش نیز جان دادم» از سوی شاعران و اعضای جلسه مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

حیدری خاکی در بررسی این غزل، با اشاره به گستردگی تصاویر به‌کار رفته، مانند سگ‌هار، درخت، زاغ، دریا و قایق، این موضوع را مایه پراکندگی ذهن خواننده و عدم انسجام تصویر دانست. وی معتقد بود که بیت‌های چهارم و ششم از ابیات بسیار زیبای این غزل هستند و اگر کل شعر در همان راستا ادامه می‌یافت، اثر منسجم‌تری پدید می‌آمد.

حمزه عابر نیز در نقد تفصیلی خود، با تعریف ویژگی‌های ساختاری شعر روایی و اهمیت زاویه دید، پراکندگی زاویه دید در ابیات غزل، نوسان بین اول‌شخص مفرد، سوم‌شخص جمع و دوم‌شخص، را مایه عدم پیوند عمودی تصاویر برشمرد. وی با تحلیل روان‌شناختی اثر، ابعاد سه‌گانه شخصیت راوی وفادار، معشوق بی‌وفا و دنیای سرشار از بی‌معرفتی را واکاوی کرد و افزود که از منظر سینمایی، انقطاع ناگهانی تصاویر به دلیل دوربین‌گذاری نادرست راوی رخ داده است. عابر همچنین به عدم انحراف‌زدایی از هنجارهای زبانی و لزوم اصلاحات وزنی در کاربرد «یای وحدت» اشاره کرد.

سید شاه محمد اسماعیل‌زاده با اشاره به وزن غزل در بحر رجز، روانی و بیان تلخ آن را از ویژگی‌های کار برشمرد. وی به تحلیل ابیات مختلف پرداخت و تعابیر سگ هار، درخت کوچک و زاغ خزان، توله‌سگ زخمی در میان کودکان ولگرد و سکوت معنابخش راوی در برابر پرسش معشوق، که نشان‌دهنده عمق رنج شاعر است، را مورد بررسی قرار داد. او همچنین بیت پایانی غزل را به علت بیان بیش از حد مستقیم و ساده، نیازمند بازنگری دانست.

مجید خاکسار مضمون کلی غزل را منطبق بر جمله معروف چارلز بوکوفسکی مبنی بر کشته شدن به دست آنچه دوستش داریم، توصیف کرد. وی بیت چهارم، «حال مرا پرسید بغضم را فرو خوردم…»، را شاه‌بیت غزل دانست که در آن تصویر شاعرانه جایگزین بیان مستقیم شده است. خاکسار همچنین به پاره‌ای از ابهامات تصویری، نظیر تعبیر «زهر نیش سگ» و تصویر «دار و ندار قایق کاغذی» در بیت ششم، پرداخت.

سهراب سوشیان نیز این غزل را اثری بیت‌محور دانست که هر بیت آن حرفی مجزا برای گفتن دارد. وی ضمن تحسین زیبایی کلی اثر، به همسویی فضاسازی میان برخی ابیات، مانند اول با سوم و چهارم با ششم، اشاره کرد.

در بخش پایانی نقد، استاد سید سکندر حسینی بامداد با جمع‌بندی دیدگاه‌های مطرح‌شده، غزل علی‌نیا را اثری تصویری، روایت‌گونه و تلفیقی از فضای مدرن و فضای سنتی، مانند غزل‌های نئوکلاسیک بیت‌محور با طعم سبک هندی، خواند. وی ضمن تمجید از مطلع قدرتمند شعر و نگاه تازه شاعر به عشق، بر لزوم دستیابی به یکدستی زبانی، پیوستگی روایت و دوری از تشبیه‌های صریح، مانند «شبیه زاغ» یا «مانند قایق کاغذی»، به سود استعاره‌های عمیق‌تر تأکید نمود.

در بخش پایانی برنامه، شاعران حاضر به شعرخوانی پرداختند. وحید علی‌نیا، سید سکندر حسینی بامداد، حمزه عابر، مجید خاکسار، حیدر خاکی، سید شاه محمد اسماعیل‌زاده، سهراب سوشیان و محمدالله احساس تازه‌ترین سروده‌های خود را برای حاضران به خوانش گرفتند.

در پایان نیز حاضران در یک قاب مشترک، عکس دسته‌جمعی گرفتند و صد و چهل و پنجمین نشست هفتگی «چارباغ خیال» به پایان رسید.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *