یک لحظه را غمگینم و ناگاه خوشحالم _ سید سکندر حسینی بامداد
یک لحظه را غمگینم و ناگاه خوشحالم شادی و غم پیوسته میآید به دنبالم یک روز را در یک سماع شاد میرقصمیک لحظه از یک سرنوشت تلخ مینالم در هیئت...
یک لحظه را غمگینم و ناگاه خوشحالم شادی و غم پیوسته میآید به دنبالم یک روز را در یک سماع شاد میرقصمیک لحظه از یک سرنوشت تلخ مینالم در هیئت...
بنویسی، ننویسی، بدَرنگی، ندَرنگیتو همان زخم نخستیتو همین درد قشنگی! بگذار این همه فریادگران هرچه بگویندتو نماینده ی خاموش هزاران دل تنگی بلدی با چه سکوتی سر صحبت بگشاییبلدی با...
طناب دور گلو، چارپایه غم میخورد به یاد فاجعهای حال دل به هم می خورد به یاد صحنهٔ معصوم سنگ و سار شدن به یاد جرم نکرده و سر بدار...
«برای چیزی که از آن من نبوده رشک نبردهام.» گفتگو با حسین توحیدی شاعر «مرا از جنگ برگردان» مصاحبه گیرنده : راضیه حسینی حسین توحیدی از شاعران جوانی است که...
دوباره یک شبِ بیماه میرسد از راهنفس که میکشمت، آه میرسد از راه لطافت از غزلم رفته، لب که بگشایمقصیدهٔ بد و بیراه میرسد از راه نگو که چشم به...
صد و سیامین نشست صد و سیامین نشست ادبی «چارباغ خیال» در بلخ، بعد از ظهر روز پنجشنبه ۳۰ دلو (بهمنماه) ۱۴۰۴ خورشیدی، با هماهنگی انجمن ادبی خانهی مولانا و...
در این شبها؛ بر روی کاغذ مثل خودکارم در این شبهابارانم و بیوقفه میبارم در این شبها چون ایستگاه بی قطار و سرد و بی آوازخواب از نگاهم رفته بیدارم...
برف می بارد و اینجا اثرش تنهاییستپشت هر پنجره هر رهگذرش تنهاییست منزوی بودن من چند برابر شده استزندگی، نام غریبانه ترش تنهاییست گرچه افکار من از جنگل و گنجشک...
نشست صد و بیست و نهمین صد و بیست و نهمین نشست ادبی «چارباغ خیال» در بلخ، بعد از ظهر روز پنجشنبه ۲۳ دلو (بهمنماه) ۱۴۰۴ خورشیدی، با هماهنگی انجمن...
صد و بیست و هشتمین نشست ادبی «چارباغ خیال»در بلخ،بعد از ظهر روز پنجشنبه شانزدهم دلو (بهمنماه) ۱۴۰۴ خورشیدی، با مقدمه و گردانندگی حمزهی “عابر” آغاز گردید. این نشست با...