تحلیل تلمیحات عاشورایی در شعر یحیای جواهری
- پژوهش ادبی, مقالات ادبی
- 1405/03/30

شعر، به ویژه شعر فارسی دری در درازنای زمان، رویکرد مقناطیسی داشته است؛ بهگونهیی که از رویدادهای پیرامون خود برادههایی گردآورده و از پدیدههای گوناگون، مضمونسازی کرده است.
از این میان، رویداد غمانگیز عاشورا هم از پربسامدترین دستمایههای شعر فارسی بوده است که اکنون، این گونهای از شعر با عنوان شعر «عاشورایی» زبانزد شده است. البته شعر عاشورایی به نوبت خود یکی از شاخههای شعر آیینی شمرده میشود.
شعر آیینی چیست؟
در تعریف شعر آیینی و تعیین سرحدات آن، سخن بسیار رفته است.
محمدعلی مجاهدی «پروانه» – از نظریهپردازان نامدار شعر آیینی – شعر آیینی را اینگونه تعریف میکند: شعر دینی و ادبیات آیینی، از اعتقادات و باورهای دینی و آرمانهای مذهبی مردم است که از بطن مردم سرچشمه گرفته و با آمیختگی با احساسات، عواطف، زبان و فرم خاصی از باورهای دینی شکل میگیرد. به باور او، هر مقولهی شعری که صبغهی دینی داشته باشد و متأثر از آموزههای اسلام باشد؛ در قلمرو شعر آیینی قرار میگیرد. بنمایهها و آموزههای ادبیات آیینی از الهامات فرابشری، الهی و غیبی سرچشمه میگیرد. (شعاع، ۱۴۰۲، ۲۳۷)
فراموش نشود که کلمهی «آیین» میتواند مفاهیم گستردهتری را هم شامل گردد. در یک بخشبندی دیگر، حمدیهها، نعتیهها، اخلاقیات و سایر مناسبتهای مذهبی را هم زیرمجموعهی شعر آیینی درنظر میگیرند که درست و منطقی مینماید.
پیشینهی شعر عاشورایی
از یک نگاه میتوان گفت پیشینهی شعر عاشورایی به عاشورا برمیگردد. پارهیی از رجزخوانیهای امام حسین (ع) و یارانش در تاریخ و مقاتل حفظ شده است که میتواند اولین شعرهای عاشورایی شمرده شود. به هرحال شاعران به گونهی جسته و گریخته اندکی پس از واقعهی عاشورا، این تراژدی را دستمایهی شعر قرار داده اند. البته شاعران عرب، بنابر عواملی پیشتر از شاعران پارسیگو به شعر عاشورایی پرداخته اند. تاجایی که از روایتها برمیآید؛ تشویق ائمهی شیعه بر سرایش شعر در وصف خاندان پیامبر، میتواند یکی از این عوامل شمرده شود.
چهرههایی چون فرزدق، عوف بن عبدالله، کمیت، عبدالله بن کثیر و دعبل خزاعی؛ صفات والای خاندان پیامبر و ستمدیدگی امام حسین (ع) در کربلا را به شعر عربی درآورده اند.
در شعر فارسی، تا به امروز سوگسرود ابوالحسن کسایی (۳۴۰ ق) از سوی پژوهندگان ادبیات به عنوان نخستین شعر عاشورایی شناخته شده است. قصیدهی او، نقطهی عطفی در تاریخ شعر فارسی به شمار میآید؛ زیرا در آن، پیشینهی پیوند ادبیات فارسی با موضوع دین، آشکار میشود. البته باید گفته شود، برخی قوامی زاری را آغازگر شعر عاشورایی دانسته اند. (زندیپژوه، مجلهی کیهان)
در شعر فارسی از قرن چهارم تا قرن ششم و هفتم، شعر دینی به ویژه عاشورایی چندان متداول نبوده است. در آن سدهها،معدود شاعرانی به واقعهی کربلا پرداخته و اشعار اندکی در این مقوله سروده اند. اما با از بین رفتن تعصبات دینی در اثر حملهی مغول و برپایی مراسم عاشورا و عزاداری برای سالار شهیدان در دورهی صفویه؛ توجه شاعران به حادثه کربلا و شهادت امام حسین (ع) معطوف گردید.
بزرگانی چون سنایی غزنوی، مولانا جلالالدین محمد بلخی، ابوالمعانی عبدالقادر بیدل و اقبال لاهوری در زمینهی شعر عاشورایی،سرودههایی دارند. در قرن دهم با ظهور محتشم کاشانی، شعر عاشورایی جان و هیجان ویژه به خود میگیرد. شعر معروف او (باز این چه شورش است که در خلق عالم است) شورش بزرگی در دل شاعران عاشوراییسرای پس از او ایجاد میکند که به تضمین ابیات و به پیروی از نوع نگاه او به عاشورا، شعرهای قابل توجهی سروده شده است.
تلیمحات عاشورایی در شعر یحیای جواهری
اگرچه به گمان نگارنده، شناسنامه و بنمایههای اصلی شعر جواهری را عاشقانهها و اجتماعیات شکل میدهد؛ اما دست او در عرصهی شعر آیینی هم خوشبختانه بسیار تهی نمیباشد.
وی شعر مستقل آیینی کمتر سروده است و بیشترینه از دریچهی تلمیح، صحنههای آیینی را تصویر کرده است.
جواهری حقیقتاً شاعر برابریخواه، استبدادستیز و حماسی است که همین روحیات، نقطهی پیوند ناگزیر او و عاشورا به حساب میآید. همذاتپنداری ژرف با شخصیتها و جریانات عاشورا، تشابه وطن جواهری با کربلا و باورمندی به راستی حسین (ع) و کژی یزید و یزیدیان زمان، شاعر را بر آن داشته است که از کنار این واقعه به سادگی نگذشته و مضامین بلندی را با تکیه بر پیامهای عاشورا پدید بیاورد. البته در شعر جواهری رویکردهای عاشقانه و صرفاً زیباییشناسانه هم به دید میآید که کم از کم اهمیت تاریخی و قدرت مضمونسازی را بازتابگر بوده میتواند:
اشکی چکید و منبع آب حیات شد
یک تشنهلب دوید که صحرا فرات شد (جواهری، ۱۳۹۵، ۱۴)
پیش چشم تو کسی تیر خلاصم زد و رفت
من حبیب بن مظاهر شدم، این کافی نیست؟ (جواهری، ۱۳۹۸، ۴)
ما تشنهایم و شط فرات است دست تو
چون صبح یک سحر برکات است دست تو (جواهری، ۱۳۹۹، ۲۵)
در نمونههایی که آورده شد؛ دیده میشود که شاعر برای عاطفهبخشی به عاشقانگیهایش، بسیار زیرکانه از از نام جای و کسان عاشورایی مدد گرفته و تصاویر خارقالعادهی را خلق کرده است.
مقولهی است که هر روزگاری حسین (ع) و یزیدی و کربلا و کوفهیی دارد؛ جواهری هم گاهگاهی سرزمین خودش را در دست یزیدیان و در هیئت کربلا درمییابد. او از «برچی» به کربلا پل میزند و با این پیوند؛ دوطرف خط حق و باطل را به نمایش میگذارد.
صد حسین شهید را دیدم
کربلا را به غرب کابل نیز
محشرش را خدا نشانم داد
گه به افشار و گاه در جلریز (جواهری، ۱۳۹۹، ۹۲)
همهمهی بیکسیست، محشر دلواپسیست
وادی خون و خطر، کشور من کربلاست (جواهری، ۱۳۹۹، ۹۷)
جواهری شاعر با بصیرت و آگاهبهزمانی است؛ او خوب مینگرد که دلّالان زور و تزویر و کاسبان روی و ریا، چگونه بر سر نام نوادهی پیامبر، بازرگانی میکنند. او در پی رسواسازی حسینحسین گویان و یزیدجویان روزگار خودش بوده است. در شعر جواهری، نقدهای کم اما محکمی بر پیروان ناراستین حسین بن علی (ع) وارد است.
حسین و عاشقانش را چه ارزان
به بازار محرّم میفروشند (جواهری، ۱۳۹۹، ۴)
کس ندارد سر حسین شدن
ورنه شمر و یزید بسیار است (جواهری، ۱۳۹۹، ۵۰)
عشق و حسین؛ نامهایی است که در شعر جواهری توأمان آمده است. جذبهی این عشق؛ گاهی شاعر را از زمین و زمان برداشته و مستقیم به شخص معشوق وصل میکند و زمینهی گفتگوی بیواسطه و رو در رو را فراهم میسازد.
ای مثل آفتاب در آن دشت پر عطش
زیباست در میانهی میدان نشست تو (جواهری، ۱۳۹۹، ۳۱)
عشق فرمان میدهد حلاج را بر دار شو
هم حسین بن علی را کربلایی میکند (جواهری، ۱۳۹۹، ۳۶)
همچنان ارادتمندی به تمام یاران و پیروان راستین امام حسین (ع) که ترازوی عدل و استقامتاند؛ در آیینهی شعر جواهری جلوهگر است.
سنگ هفتاد و دو ملت پشت کوه انداختم
آسمان را پرچم هفتاد و دو تن میکنم (جواهری، ۱۳۹۹، ۳۷)
نتیجه
صحنهها، شخصیتها، پیامها و آموزههای خارقالعادهی عاشورا از دیرباز در شعر عربی و فارسی بازتاب داشته است. همسان با سنت خداوند، شور و شعور عاشورایی در گذر زمان، بیش و بیشتر شده است که عرصهی شعر و ادبیات هم از این پیام بلند آزادیخواهی تهی نمانده است. شاعران سترگی به عاشورا توجه کرده است که از آن میان یکی یحیای جواهری شاعر غزلسرای بلخی است.
جواهری از زوایای مختلف به عاشورا در شعرش نگریسته است؛ بهرهگیریهای زیباییشناسانه، انتقال پیام عاشورا، همذاتپنداری با شخصیتهای عاشورایی و ارادتمندی به امام حسین (ع) و یاران آن حضرت در شعر وی راه یافته است که قطعاً به غنامندی هنر شاعر، افزایش داده است.
رویکردها
1 – جواهری، یحیا. (۱۳۹۹). فال تماشا. کابل: انتشارات برگ
2- الّا غزل. هرات: انتشارات آن. (1398)
3 – جغرافیای عشق. کابل: انتشارات برگ. (1399)
4 – جواهر کنج شال. کابل: انتشارات برگ.(1399)
5 – زندیپژوه، ناهید. سایت کیهان. بازیافت: ۱۴۰۴/۴/۲۰
6 – شعاع، زهرا انجم. (۱۴۰۲). تأملی در چیستی ادبیات آیینی. پژوهشنامهی فرهنگ و ادبیات آیینی. دوره ۲، شماره ۱، پیاپی ۳، بهار و تابستان
شعر
بچه های مولانا
دختران رابعه
داستان
مقالات ادبی
رویداد های ادبی
رویدادهای فرهنگی هنری
چند رسانهای
درباره ما
نشر شادیان
