
چهل و هفتمین نشست ادبی چارباغ خیال
- چارباغ خیال, رویدادهای ادبی
- 1403/02/06
پنجشنبه ۶ ثور( اردیبهشت)۱۴٠۳ خ. چهل و هفتمین نشست ادبی «چارباغ خیال» با حضور استاد صالح محمد خلیق(شاعر، پژوهشگر و منتقد ادبی)، عاطف کابلیان(شاعر و منتقد ادبی) و جمعی از شاعران جوان، توسط «انجمن ادبی خانه مولانا» و «انجمن نویسندگان بلخ» و کتابخانهی عمومی فردوسی شهر مزارشریف در سالن ابن سینای این کتابخانه برگزار شد.
این نشست با اجرای «گل آقا طاهری» در چهار بخش ذیل اجرا شد:
خوانش متون کلاسیک
زیباییشناسی در شعر فارسی
نقد و بررسی شعر
شعرخوانی اعضای جلسه
در بخش نخست(خوانش متون کلاسیک) استاد صالح محمد خلیق به خوانش شاهنامهی فردوسی پرداخته و بخش دوم زندگینامهی منظوم «جمشید» را تبیین نموده و واژهها و اصطلاحات مبهم آن را بهگونهی مفصل توضیح داد.
از نگاه و دریافت «پژوهشگر بلخ» مهمترین کارهایی را که جمشید پادشاه انجام دادهاست از این قرار اند:
تقسیمات گروههای انسانی به چهار گروه: روحانیون، جنگاوران، کشاورزان و دستورزان.
در بیان گروه کشاورزان و دستورزان، آمدهاست که: کشاورزان هیچگاه مطیع نیستند و خودشان و مردم دیگر جامعهی شان غذا تهیه میکنند و دستورزان یا کسبهکاران از گروههایی هستند که دارای اندیشهی خلاق و مبتکر بوده اند.
هدف از تقسیمات این گروهها از اجتماع این بوده است که: هر گروه و هر فرد باید موقف اجتماعی خود را دانسته و پایبند اصول و قوانین باشند.
در بخش دوم، آقای عاطف کابلیان به جلسهی پانزدهم از سلسه جلسات آموزشی «زیباییشناسی در شعر فارسی» پرداخته و پیرامون جملههای ادبی و غیر ادبی و تکنیک جابهجایی جملات در شعر و داستان صحبت کرد.
به گفتهی وی یکی از عناصری که موجب پدیدارشدن زیبایی در شعر میشود؛ دانستن تکنیک جابهجایی عبارتهای شعری است که با موجودیت و کسبکردن تجربه و مطالعهی عمیق و دقیق، صورت میپذیرد.
در بخش سوم، دو شعر از علی یوسفی و حمزه عابر توسط اساتید و شاعران حاضر در نشست، به نقد و بررسی گرفته شد.
شعر آقای علی یوسفی و چکیدهی نظریات پیرامون آن:
به عشقت مبتلا باشد دل من
چو درد بیدوا باشد دل من
جدا از تو که ای ماه یکه ولنگ
به مرگ خود رضا باشد دل من
چه میشد عشق و غم با هم نمیبود
دل عاشق اسیر غم نمیبود
پریرویان دلآزار اند، ای کاش
پریرویی در این عالم نمیبود!
به فتوای جنون بسیار، امشب
ترا بوسید باید یار امشب
ندارم ترس گر عشقت چو حلاج
کشاند تا به مرز دار امشب
گذشتی تا قدم بانو به کوچه
هیاهو شد به پا هر سو به کوچه
برای دیدنت هر سو گرفتند
چو گربه چشمها قابو به کوچه
منتقدین، دوبیتیهای یوسفی را از نگاه زبان و پرداخت، تازه، روان و صمیمی خوانده؛ اما مشکلات دستوری، ناپختهگی زبان، نداشتن کشفهای تازه را از مشکلات شعر آقای یوسفی قلمداد کردند.
آنان برای شاعر، مطالعهی بیشتر و تلاش ادبی روز افزون را جهت دریافت و کشفهای تازه در عرصه دوبیتیسرایی توصیه نمودند
شعر آقای حمزه عابر و چکیدهی نظریات آنها:
ای جان جاری تا همیشه در تن دریا!
تو خالق دریایی و آبستن دریا
جاری شدی تا سوی دریا، آبها گفتند:
ای وای! دریا آمده به دیدن دریا
میرقصی و دنیا پر از امواج گلگون است
کی میرسد بر دامن تو دامن دریا
بند امیر موی خود را تا رها کردی
لم داده روی شانههایت خرمن دریا…
بیجامه همآغوش با آبی و سرشاری
تنپوش دریایی شده پیراهن دریا
آب از لبانت چون لبالب شد خروشان شد
اینگونه میگوید با دریا سخن، دریا
از روی تو آب، آبرو دریافت تا دنیاست
تاریک باشد بی تو رنگ روشن دریا
ای آبروی آب! ساکن باش توی آب
تا هی بجوشت جوششت در جوشن دریا
صاحبنظران، شعر آقای عابر را از نگاه زبان و ساختار، امروزی و دارای کشفهای فراوان دانسته و ارتباطدادن جهان انسانی با جهان طبیعی را از ویژگی مهم آن قلمداد کردند و گفتند: این ویژهگی شعر مورد نظر را از نگاه ساختار تقویت کرده است.
به بیان آنان: این غزل از هر لحاظ یک غزل زیبا و خیلی هنرمندانه سروده شده است؛ اما اگر از نگاه دوم دیده شود: یکی دو مورد قافیهها است که به ردیف نچسپیده است؛ مانند: واژههای ” خرمن “، “جوشن” که قافیه هستند و از ردیف دور افتادهاند. در کنار آن جدابودن بیت اول این غزل از نظر محتوا با دیگر بیتها از مشکلات اندک این غزل توصیفی است که با اندک نگاه ادبی، به شاعرانگی آن افزوده خواهد شد.
در بخش اخیر، شاعران حاضر در نشست: سجاد عادلی، موسی مهربان، مهدی موسوی، محمد امین فرهنگ، عاطف کابلیان، صالح محمد خلیق و گل آقا طاهری سرودهای تازهی شان را خوشخوانی کردند.
شعر
بچه های مولانا
دختران رابعه
داستان
مقالات ادبی
رویداد های ادبی
رویدادهای فرهنگی هنری
چند رسانهای
درباره ما
نشر شادیان
