


برف می بارد و اینجا اثرش تنهاییست
پشت هر پنجره هر رهگذرش تنهاییست
منزوی بودن من چند برابر شده است
زندگی، نام غریبانه ترش تنهاییست
گرچه افکار من از جنگل و گنجشک پر است
بازهم حافظهام بیشترش تنهاییست
نه فقط من که تو را دیده و تنها هستم
هرکسی دیده تو را دور و برش تنهاییست
بگذریم از گلهها، یک نفر از دوری تو
هرچه داغ است به روی جگرش، تنهاییست