فرشته بودهاى و جایت آسمان بوده-سیدضیا قاسمی

فرشته بودهاى و جایت آسمان بوده
ستارگان همه دورت نگاهبان بوده
مدار چرخش خورشید و ماه، چشمانت
دچار پلک تو روز و شبِ جهان بوده
شکوفهها همه باغ تبسمی که تو را
همیشه شاد و شکر ریز بر لبان بوده
چنان ملاحتت افکنده شور در آفاق
که در پىات همه جا خون دل روان بوده
چه مىکنى تو در این جا میان آدمها؟
دلت اسیر نگاه کدام شان بوده؟
که قدر و قیمت حُسن تو را نمىفهمند
که ذهنشان همه مغشوش آب و نان بوده
اسیر شان شدهاى و جهان مسخره شان
که چار فصل وجودش همه خزان بوده
لباس، خانه، غذا، مبل، ویدیو، ماشین
و تو که جایت از آغاز آسمان بوده
شعر
بچه های مولانا
دختران رابعه
داستان
مقالات ادبی
رویداد های ادبی
رویدادهای فرهنگی هنری
چند رسانهای
درباره ما
نشر شادیان
