من در این کوره به جایی نرسیدم دیدم – تمنا توانگر
من در این کوره به جایی نرسیدم دیدمآه دیوانهگی! ای کاش نمیفهمیدم فکر کردم که به دنبال تو هستم؛ اماروزگاریست فقط دور خودم چرخیدم شعر بیعرضهی لبهای خدایم بودممن نباید...
من در این کوره به جایی نرسیدم دیدمآه دیوانهگی! ای کاش نمیفهمیدم فکر کردم که به دنبال تو هستم؛ اماروزگاریست فقط دور خودم چرخیدم شعر بیعرضهی لبهای خدایم بودممن نباید...
ای بردهها ز خویش بلالی برآوریداز کارگاه روح کمالی برآورید ای دختران بادیه، ایهمرهان مناز هجر سرنوشت وصالی برآورید عاشق شوید و همت شمسی به سر کنیداز مثنوی عشق جلالی...
حالا که کهکشان منی ، ماه مشتری !ناهید و اشک و آینه دارم نمیخری ؟! امشب که گیسوان زمین فاش میشودبردار از سیاهی شبهام روسری امشب بیا که بگذرد از...
پردهها را بکش و نقش مرا رنگ بزنجام را سر بکش و موی مرا چنگ بزن باز در عاشقی و رقص و شراب و سیگاررنگ سرخی بکش و بر لب...
موهای گیر مانده به چادر دروغ نیستبا درد خو گرفتن خواهر دروغ نیست یک عمر شد برای خودم غصه میخورمیک عمر شد برای برادر … دروغ نیست بیباغ و آسمان...
گریههایم در اتاقی در گرفتدامنم دور اجاقی در گرفت گفته بودم بگذرم از زندگیزندگی بر روی طاقی در گرفت دستهایت تا که بر دستم رسیدبر لبانم اتفاقی در گرفت پردهها...
چون کابل قدیمِ پر از پاکبازهادر تو هزار کوچه خرابات و سازها روییده از لبت گل آوازهای سرخبزمیست در گلوی تو از نینوازها مثل جزیرهای به خودت منتهیستیتنهایی رها شدهای...
راه میافتم سوی افسانههای دور با تومثل عشاق قدیمی ساده و مغرور با تو همپیاله با دو چشمت میشوم دیوانه و مستمستتر از دانهی دیوانهی انگور با تو نقش میبندد...
هرگز ندیده کس مرا از درد سر خالیجای تو تا کی پشت این دیوار و در خالی… کوچه سکوت مطلقی در انزوا داردتا انتها از جای پای رهگذر خالی درگیر...
یک دم عبور میکنم از هر چه باورمتا میزند هوای تو یک لحظه بر سرم وقتی که یک نهالم و در زیر برف گیرایمان به فصل سبز شکفتن کجا برم؟...