با هر کسی به سر شده با روزگار نه-هارون بهیار
با هر کسی به سر شده با روزگار نهدشنام میشود بزنیاش، کنار نه حالم خوش است میشنوی دور رفته جان!هر چیز در نبود تو دارم، قرار، نه عاشق، شکسته، مست،...
با هر کسی به سر شده با روزگار نهدشنام میشود بزنیاش، کنار نه حالم خوش است میشنوی دور رفته جان!هر چیز در نبود تو دارم، قرار، نه عاشق، شکسته، مست،...
همیشه حل معما همیشه درگیریبه باد دادهای خود را… به باد میمیری مرا چه کار به اسطوره و حدیث جهانمرا چه کار به افسانهی اساطیری مرا به خاک بکار و...
فرشته بودهاى و جایت آسمان بودهستارگان همه دورت نگاهبان بوده مدار چرخش خورشید و ماه، چشمانتدچار پلک تو روز و شبِ جهان بوده شکوفهها همه باغ تبسمی که تو راهمیشه...
گذر نمیکنی ای دوست از مزار سخیمگر نبودهای یک روز دوستدار سخی؟! کبوتران به فغان آمدند از دوریچقدر تیره شده بی تو روزگار سخی کجا رود؟ چه کند؟ پای بست...
🏴در سوگ آفتاب! 🏴 سخن که از لبِ واژهپژوهِ بلخ، بماند خدا کند که پس از آن، وضوح بلخ بماند سرت سلامت، البرز! آفتاب تو کوچید به هوش باش! غرورت...