از روزگار، از بخت، از اقبال بیزارم _ شفیق صادقی
از روزگار، از بخت، از اقبال بیزارماز زنده بودن، از قفس، از بال بیزارم از ماه و چاه، از ماهی و مهتاب، از برکه از خندهها، از گونههای چال بیزارم...
از روزگار، از بخت، از اقبال بیزارماز زنده بودن، از قفس، از بال بیزارم از ماه و چاه، از ماهی و مهتاب، از برکه از خندهها، از گونههای چال بیزارم...
محمدکاظم کاظمی بینیاز از معرفی است. بسیاری از شاعران مهاجر افغانستانی و ایرانی که در سالهای پسین از بستر ادبی و فرهنگی مشهد و خراسان برخاستهاند، به گونهای از خوان...
شعرخوانی شفیق صادقی نقد تخصصی دفتر شعر آیینی “تکبیر عاشقانه”در دومین نشست تخصصی سنجه، با حضور شاعر و نویسنده پیشکسوت بلخ، استاد «صالح محمد خلیق» اسفند ۱۴۰۳قم
– «من نمیام!» این را که گفتم چشمهای حسیندایی گرد شد. گفت: «یعنی چی نمیای؟! ما با هم قرار گذاشته بودیم!» کولهام را برداشتم و با یک لبخند لایت بهاری...
شعرخوانی شفیق صادقی در پنجمین نشست ادبی از بلخ تا نیشابور