ای بردهها ز خویش بلالی برآورید – خالده فروغ
ای بردهها ز خویش بلالی برآوریداز کارگاه روح کمالی برآورید ای دختران بادیه، ایهمرهان مناز هجر سرنوشت وصالی برآورید عاشق شوید و همت شمسی به سر کنیداز مثنوی عشق جلالی...
ای بردهها ز خویش بلالی برآوریداز کارگاه روح کمالی برآورید ای دختران بادیه، ایهمرهان مناز هجر سرنوشت وصالی برآورید عاشق شوید و همت شمسی به سر کنیداز مثنوی عشق جلالی...
حالا که کهکشان منی ، ماه مشتری !ناهید و اشک و آینه دارم نمیخری ؟! امشب که گیسوان زمین فاش میشودبردار از سیاهی شبهام روسری امشب بیا که بگذرد از...
پردهها را بكش و نقش مرا رنگ بزنجام را سر بكش و موی مرا چنگ بزن باز در عاشقی و رقص و شراب و سيگاررنگ سرخی بكش و بر لب...
نشست نود و یکم «چارباغ خیال» گزارش: سهراب حفیظی نود و یکمین نشست ادبی «چارباغ خیال» در بلخ همراه با یادکرد و بزرگداشت از شیخ اجل سعدی، پس از ظهر...
کو آسمان و لذت کاغذپرانیاش؟ بر باد رفته خندهی رنگینکمانیاش این غنچهی شریف که کنج مزار سوخت نشکفته ریخت میوهی شیرینزبانیاش از روزنامهها خبری سرخ میچکد بر خاک...
شاعران پیشِ تو خموش و خجل تو حکیمی و در سخن کامل . بیت در بیت “مخزن الاسرار” سخنِ توست گنجِ پُرحاصل . گنجه از یُمنِ تو به گنج رسید...
مبارک است آسمان آبی، مبارک است آفتاب و باران خوشا جوانه، خوشا شکفتن، خوشانخوشانی است در بهاران بریز از منقل زمستان، هر آنچه تهماندهاست از اسفند بریز تا گل...
مقصد از عید تماشاست، به دیدن برسیم مثل یک سیب، الهی به رسیدن برسیم مثل نوروز دمادم نفسی تازه کنیم دم به دم دل بدهیم و به دمیدن برسیم...
سال جدید بود و زمستان ادامه داشت سرما ادامه داشت و باران ادامه داشت یک سال گشته بود زمین گرد آفتاب سرگیجههای ماه، کماکان ادامه داشت سرمای دی...
دوست دارم بهاری شدن را همنفس با قناری شدن را چشمه در چشمه جوشیدن از سنگ رود در رود جاری شدن را رفتن از خانه تا کوچه تا...