شعر

پاکستان خوبان پارسی گو هم زبان

شاعران پیشِ تو خموش و خجل – احمد شهریار

شاعران پیشِ تو خموش و خجل تو حکیمی و در سخن کامل  . بیت در بیت “مخزن الاسرار” سخنِ توست گنجِ پُرحاصل . گنجه از یُمنِ تو به گنج رسید...

ایران خوبان پارسی گو هم زبان

تو را بهار تو را صبح عید می‌دانم – سعید مبشر

تو را بهار تو را صبح عید می‌دانم تو را جوان‌شدن سررسید می‌دانم   تو را مجسمه‌ای از غبارِ روشن ماه که باد ریخته در پای بید، می‌دانم   جهان...