صد و پانزدهمین نشست ادبی چارباغ خیال
نشست: صد و پانزدهمین به مناسبت پاسداشت مهدی اخوان ثالث صد و پانزدهمین نشست ادبی (هفتگی) چارباغ خیال در بلخ، پس از ظهر روز پنجشنبه، ۸ عقرب (آبانماه) ۱۴۰۴ خورشیدی...
نشست: صد و پانزدهمین به مناسبت پاسداشت مهدی اخوان ثالث صد و پانزدهمین نشست ادبی (هفتگی) چارباغ خیال در بلخ، پس از ظهر روز پنجشنبه، ۸ عقرب (آبانماه) ۱۴۰۴ خورشیدی...
دنبال یک بهانه برای جدایی استاین شهر سخت در پیِ آدمزدایی است دلبستنم مقدّمهی طردگشتن استاینجا که عاشقانهمهشانانزوایی است میبوسیام ولی چه کنم پیش من نیایکَی هرکه کربلا برود، کربلایی...
روز تلخم، ظهر تابستانِ کِشت فلفلمشاهماران رگانم خون بنوشند از دلم بند بندم را سگانی در دهان اند و دوانمضحکانه «آسیا یک پیکر آب و گلم» پنبهزارم، رونقم را برده...
دوید در رگ آیینه آه، آهستهگرفت گوشهی قلبم پناه، آهسته سکوت زمزمهی عاشقانهی خوبیاستهمین که خورده گره دو نگاه، آهسته هزار و یک شب عشق تو را غزل خواندمبه گوش...
نه تخت میطلبم نی به حسرت تاجمپرندهام به هوای بهار محتاجم نه بازگشت نه تسلیم نی فرار نه ترسخوشم که تیر غمت را یگانه آماجم پناه برده دلم در فرنگ...
نشست: صد و چهاردهم گزارش: سهراب حفیظی صد و چهاردهمین نشستِ ادبی «چارباغِ خیال» در شهر کهن بلخ، پیوند خورده بود با همایش گرامیداشت از شخصیت برجستهی ادبی و تاریخی،...
دل نیست این پرندهی غمگین بیقراریک بمب ساعتی ست که در حال انفجار… سر نیست روی گردنم این غده ی بزرگلب نیست این دوماهیی قرمز به شوره زار… غم خانه...
با هر کسی به سر شده با روزگار نهدشنام میشود بزنیاش، کنار نه حالم خوش است میشنوی دور رفته جان!هر چیز در نبود تو دارم، قرار، نه عاشق، شکسته، مست،...
تو نیستی که ببینی غم جهان مرازمین تنگ و قفس های آسمان مرا من و سکوت غم انگیز سرد این خانهو تو که برده ای از خاطرت نشان مرا چنان...
ای خفته در تطور چشمت صد آسمانبا گردش نگاه تو میگردد آسمان فیروزهی حباب نگاه تو را بس استاینقدرها که بسته از آن، گنبد آسمان سُکر کبود چشم تو در...