پردهها را بکش و نقش مرا رنگ بزن – صفیه بیات

پردهها را بکش و نقش مرا رنگ بزن
جام را سر بکش و موی مرا چنگ بزن
باز در عاشقی و رقص و شراب و سیگار
رنگ سرخی بکش و بر لب دلتنگ بزن
لب من تلخ و دهان تو که حالا تلخ است
رنگ آتش بکش و صحنهای از جنگ بزن
کمی از عاشقیات خورد به هم، فهمیدم
پاک کن نقش مرا یا که مرا سنگ بزن
نه نشد پاره کن این نقش به هم ریخته را
نقش یک عاشقی و صحنهی پررنگ بزن
خنده کن کشته ترین عاشق لبخند توام
من خوشم، طرح نوی را به دل تنگ بزن
شعر
بچه های مولانا
دختران رابعه
داستان
مقالات ادبی
رویداد های ادبی
رویدادهای فرهنگی هنری
چند رسانهای
درباره ما
نشر شادیان
