پنجاه و دومین نشست ادبی چارباغ خیال

عصر روز پنجشنه ۱٠ جوزا(خردادماه) ۱۴٠۳ خ. پنجاه و دومین نشست ادبی «چارباغ خیال» در بلخ، از سوی  انجمن ادبی خانهٔ مولانا و انجمن نویسندگان بلخ، با همکاری کتابخانهٔ عمومی فردوسی در سالن ابن سینای همان کتابخانه برگزار شد.

این نشست با گردانندگی حمزه عابر در سه بخش زیر اجرا شد:

 مثنوی‌خوانی
 نقد و بررسی شعر
شعرخوانی

در این برنامه شخصیت‌های ادبی چون: استاد صالح محمد خلیق(شاعر، پژوهشگر و رئیس انجمن نویسندگان)، استاد سید سکندر حسینی بامداد( شاعر،  منتقد، رئیس انجمن ادبی خانهٔ مولانا و کتابخانهٔ عمومی فردوسی)، عبدالواحد عاطف کابلیان (شاعر و منتقد ادبی) و جمعی از شاعران نوجوان حضور داشتند.

در بخش نخست، سید سکندر حسینی بامداد، به شرح بیت‌های پایانی نینامه‌ی  مولانای بلخ پرداخته و دیدگاه آن شاعر عاشق در مورد عشق را بررسی و تببین نمود.

در بخش دوم( نقد و بررسی شعر)
دو شعر از دو جوان بلخی: سید محمد آقا طیبی و مبین حکیمی به نقد وبررسی گرفته شد.

شعر آقای طیبی و چکیدهٔ دیدگاههای منتقدین حاضر در نشست پیرامون آن:
ای باغ‌بان!
ای پاسبانِ ریشه‌ی لبخندها
روزی اگر به چشمه‌ی خورشید سر زدی
از این نهالِ پیر و دور از گونه‌های زنده‌گی…
از سایه‌های کاکُل‌ در غم تنیده‌ام
سیبی به یاد لحظه‌های وصل
بر آستان‌ دست‌هایش بَر.
ای آسمانِ عشق!
این سیب‌ زرد را
در سینه‌ی امنِ حقیقت نِه
هیهات اگر که گُم کنی!
می‌ترسم از فواصلِ خط های مستطيل
حالا که فرصت رسیدن اندک است…

استاد صالح محمد خلیق: شعر آقای طیبی دارای زبان امروزی، فاخر، نمادین و پر ازاستعاره هاست.
با آنکه از نگاه ساختار کوشش در سرایش نیمایی به ناکامی انجامیده‌است؛ اما بدنهٔ خوب و قابل‌پذیرش دارد.
بررسی وزن: نیم سطر اول به شمول نیم سطرچهارم،در یک وزن جریان یافته است؛ اما پس ازآن وزن مختل شده و دوباره در سطر پنجم وزن مطلع  برمیگردد. با تاسف پس از آن نیز چندین بار وزن رنگ عوض می‌کند.
جوهرهٔ اصلی شعر: در این شعر،تخیل پا برجا وعمیق است که اززبان درخت به باغبان روایت شده و سپس با خطاب به آسمان پیام خودش را منتقل می‌کند.
رمز گشایی: باغ یا آسمان، نقش یک قاصد و پیک را دارد و درخت نمادی از همان شاعر متکلم عاشق است که پیام اش را با تشبیه به یک سیب زرد که نشانه‌ای از عشق کامل است، بیان می‌کند.

عاطف کابلیان: در شعر نیمایی ارکان عروضی و وزن باید شناخته شده ویکدست باشد و حتا بندها و زحافات نیز بایست از همان وزنها انتخاب شده باشد.
از نگاه سهراب سپهری: شعر درهم‌آمیزی پدیدههای مختلف طبیعت به همدیگراست که در این شعر گفتگو با درخت و صحبت‌های پیوسته تحت همین تعریف قرار می‌گیرد.
احساس می‌کنم از نگاه مفهوم، در بدنهٔ شعر، یک نوع پراکندگی و تناقض وجود دارد که پیوند عمودی شعر را سست و رشته‌هایش را گسسته و تافته‌های جدابافته ساخته است.

استاد بامداد: تعقیب نیمایی در این برههٔ زمانی خوب و شایسته است. به دلیل اینکه گرایش به غزل افزایش یافته و این حرکت سبب می‌شود تا دوباره تنوع سرایشی میان شاعران نسل نوین جا خوش‌کند.
اما اکنون آنچه برای شاعر نیمایی‌سرا(آقای طیبی) مسلم است این است که نگاه و پرداخت به شعر نیمایی را باید گسترش دهد تا از نگاه ساختار مخصوصاً موسیقی(که یکی از عناصر مهم شعر نیمایی است) دچار تزلزل نشده  و شعرش سر از ضعف تالیف در نیاورد.
در سرایش نیمایی نباید از ساختار و درون مایهٔ شعرهای نیما و هدف آن غافل بود.
ازنکات ارزشمند این شعر طبیعتگرایی‌است؛ اما با این وجود شایسته است که این نگاه و پرداخت تقویت شده و با آگاهی و مطالعهٔ لازم به آن پرداخته شود.
با این وجود از خلق فضای بومی  ومردمی در این قالب نیز نباید هراس داشت.

امین اسفندیار: پیشرفت آقای طیبی با آنکه برای ما جای خوشحالی‌است. اما خود شاعر نباید اقناع شود و به همین پیش‌تاختگی بسنده کند. خرسندیم که شعر شاعر خوب‌مان از بیمعنایی و مفاهیم پیچیده بیرون جسته و دارای زبان و بیان روانشناختانه، تعابیر خوب، جدید و نوستالوژیکی شده‌است.

شعر آقای حکیمی و چکیده‌ی دیدگاه صاحب نظران پیرامون آن:

راه مرا گرفته سراسر عذاب‌ها
افتاده‌ام میان غم و اضطراب‌ها

هی نشئه می‌کنم که نفهمم غم دلم
دَور سرم پُر است ز بنگ و شراب‌ها

میراث‌دار«آدمم» و نیست چاره‌ای
جز« گندم» و «گناه» و جزاین انتخاب‌ها

پوسیده‌ام، کسی نه مرا یاد می‌کند
مانند نامه‌های میان کتاب‌ها

صد درد روی سینهٔ من راه می‌رود
خط کرده دَور گردن من را طناب‌ها

ازبس که چُرت و فکر به هرچیز می‌کنم
جسمم شده است لانه‌ای هر التهاب‌ها

اکنون اگر به درد خودم هم نمی‌خورم
ای کاش می شدم که غذای عقاب‌ها

امین اسفندیار: از نگاه ساختار مشکل چشمگیری نداشته و بیت‌های روشنی دارد.
شاعر کسی است که تجربیات ناگفتهٔ دیگران را بازگو می‌کند که در این شعر، همین نکته ملموس‌است.

همچنان شایسته‌است شاعر تجربیات گذشتگان را نشخوار نکند و تا حد ممکن از این نمادها دوری کرده و به نوگرایی رو کنند.

⃣استاد خلیق: این شعر از نگاه ساختار، نیازمند فکر و تعمق بیشتری‌است تا به پختگی لازم برسد.
برداشتن حشوها و افاضافات و تقویت بیان و اندیشه از نکاتی است که می‌تواند بر انسجام  و استحکام این شعر مفید واقع شود.

استاد بامداد: دوستان شاعر باید به فکر ایجاد تغییر در بدنهٔ شعر شان ‌بیفتند تا تحول و تکانه‌یی در شعر شان ایجاد نماید.
از آنجا که همه شاعران جوان با قالب و ساختار انواع شعرها شناخت خوب دارند و هرکدام دارای استعدادهای خوب هستند؛ امیدواریم پس از این سخت‌کوشانه عمل کنند و با دقت و سرعت مناسب به فکر تغییر جوهرهٔ سرایش شان باشند. عدم توجه جدی و شایسته و پیوسته، سبب شده است تا کارها تکراری شده و پیام، تکانه و کشف جدیدی اتفاق نیفتد.
نبود مطالعهٔ کافی و پیوسته  نیز از نکات قابل توجهی است که  باعث عدم پیش‌روی شاعران جوان شده‌است.

در بخش اخیر (شعر خوانی  شاعران) حاضر در نشست: ویس شیرزاد، یاسین شریفی، سید احمد سادات، سید موسی مهربان، گل آقا طاهری، مهدی مهدیار، فضل ربی افتقار، عاطف کابلیان و سید احمد علی فاخر شعرهای شان را به خوانش گرفتند.

این نشست با صرف چای و قند و گرفتن‌ عکس‌های خاطره‌ساز به پایان رسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *