
سی و پنجمین نشست ادبی چارباغ خیال
- چارباغ خیال, رویدادهای ادبی
- 1402/10/28
عصر پنجشنبه ۲۸ جدی(دیماه) ۱۴۰۲ ه.خ. سی و پنجمین نشست هفتگی انجمن ادبی «خانه مولانا» و انجمن نویسندگان بلخ با عنوان «چارباغ خیال» در کتابخانهٔ عمومی فردوسی با حضور صالح محمد خلیق (شاعر، نویسنده و رئیس انجمن نویسندگان بلخ)، سیدسکندر حسینی بامداد(رئیس انجمن ادبی خانهٔمولانا و رئیس کتابخانهٔ عمومی فردوسی)، عاطف کابلیان (شاعر و منتقد ادبی) و جمعی از شاعران نوجوان بلخ، برگزار شد.
این نشست ادبی توسط حمزه عابر (شاعر و عضو انجمن ادبی خانهٔمولانا و انجمن نویسندگان بلخ ) در چهار بخش زیر اجرا شد:
شاهنامهخوانی-با خوانش و توضیح صالح محمد خلیق
زیبایی شناسی در شعر فارسی-با بیان و شرح عاطف کابلیان
نقد و بررسی شعر
خوانش شعر
بخش اول: شاهنامهخوانی
در این بخش استاد صالح محمد خلیق ابیاتی از شاهنامه را که بیانگر شرح حال و زندگانی کیومرث پس از مرگ پسرش(سیامک) بود، به خوانش گرفت.
بخش دوم: زیبایی شناسی در شعر فارسی
آقای عاطف کابلیان به ششمین جلسه از سلسله جلسات آموزشی «زیبایی شناسی در شعر فارسی» پرداخته و صنعت ادبی «تشبیه» را به بررسی گرفت.
تشبیه یا همانندسازی در ساحت معنایی واژگان، یکی از راههای یافتن پیوندهای تازه میان واژگان، با کوشش و فعالیت ذهنیاست. این ترفند برای گسترش معنی در سطح واژگان زبان بسیار کارساز است و از این راه میتوان با منطق زیباییشناسانه پیوندهای تازهی میان واژگان ساخته و در گذر زمان معناهای تازه در سطح عمومی زبان پدید آورد. بسیاری از معناهای دوم واژگان از ساخته و پرداختههای ذهنی شاعران و نویسندگان است که کمکم میان مردم مطرح میشوند و در اثر کاربرد بسیار معمول میشود.
مثال: پیوند میان قد انسان با سَرو، از نگاه بلندی، یکی از پیوندهای تازه است که جهان انسانی و گیاهی را بههم پیوند میزند و از نزدیک ساختن این دو بخش طبیعت به هم، فضای سومی میان آنها(جهان انسانی و گیاهی) ایجاد میشود.
بخش سوم: نقد و بررسی شعر
در این بخش دو شعر از آقایان مبین حکیمی و یونس ناصری نقد و بررسی شد.
شعر آقای حکیمی و چکیدهٔ دیدگاههای منتقدین حاضر در نشست پیرامون آن:
درسرم شور و تمنای شما پنهان است
پشت هر داغِ دلم خاطرهها پنهان است
کو؛ نفس تازه کنم، گل بدهد دستانم
عطر آرامش دنیا به کجا پنهان است
چه شده باز در این نیمهشب تنهایی
در گلوی خوش گیتار صدا پنهان است
دوستت دارم و مشکوک به چشمان توام
پشت هر شرم نگاه تو “بیا!” پنهان است
از تو -ارچند- که دوری سر من لبریز است
روی تو از نظرم مثل خدا پنهان است
چه شده؟ خون من امروز نیفتاده؛ ولی
روی دستان تو امروز حنا پنهان “نیست”
صاحب نظران حاضر در نشست، شعر آقای حکیمی را عاشقانه و زیبا عنوان کرده و بیان داشتند که این شعر با زبان توصیفی، امروزی و روان سروده شده که در چند مورد بازیهای هنری خوبی صورت گرفتهاست. مانند: “گل دادن دستان” در بیت دوم، “پنهان بودن صدا در گلوی خوش گیتار” در بیت سوم و پنهان بودن “بیا گفتن” در پشت هر شرمِ نگاه، در بیت چهارم.
همچنین برای شاعر، خاطر نشان کردند که «پنهان است» ردیفی با ظرفیت و از نگاه ساحت محتوایی دارای دامنهٔ وسیع و گستردهییست؛ اما آنچنانی که باید از آن بهرهبرداری صورت نگرفتهاست.
در شعر، مصرعهای اول از نظر ساخت و شکلدهی محتوا، زمینهساز مصرعهای بعد از خود استند و مصرعهای دوم تکلمه و پایانبخش محتوایی مصرعهایی اول که اگر زمینهسازی به شکل درست و کامل صورت نپذیرد، هرقدر هم مصرع تکمله میخکوبکننده آورده شود بیثمر خواهد بود. با وجود اینکه در این شعر مصرعهای دوم خیلی شاعرانه و هنرمندانه کار شدهاست ولی متاسفانه در سراسر این شعر، زمینهسازی قابل پذیرش در ساحت مصرعهای اول صورت نگرفتهاست.
پیشنهاد: در شعر عاشقانه باید صمیمت دو طرف، مدنظر شاعر باشد و نباید گفتار شاعر بهگونهٔ باشد که با صمیمت رابطهٔ عاشقانه ناسازگار بنماید. به بیان دیگر: فورمول فضای شعر عاشقانه «صمیمت» است که در این شعر با آوردن واژهٔ خطابی «شما» در مصرع اول، فورمول مورد نظر به هم خوردهاست.
شعر آقای یونس ناصری و چکیدهی دیدگاهها پیرامون آن:
تو نیستی و خانه از لبخند خالیست
لبهای مستم در حصار خشک سالیست
بعد از تو هر گل بر لب کلکینچه خشکید
چون پنجره درگیر با آشفته حالیست
رفتی و گفتی زندهگی کن تا بیایم
من!
زندهگی!
آن هم بدونت!
خوش خیالیست.
تنها نشانی پیش من از تو غمت هست
نا چیز هست اما، همین که هست، عالیست
میآیی اما دیر؛ خیلی دیر؛ خیلی… .
وقتی که نعشم بو گرفته روی قالیست
منتقدین حاضر در نشست، در یک نگاه کلی شعر آقای ناصری را روان، زیبا و با زبان امروزی عنوان کرده و اذعان داشتند که در این شعر از حالاتی که در نبود یار و یا بعد از رفتن او به شاعر عاشق رخ میدهد سخن رفتهاست و البته معشوق شاعر در هنگام رفتن، نوید بازآمدن را برای وی دادهاست و تنها یادگاری که از خود بهجا مانده، غمش است و سپس وقتی معشوق شاعر بر بالین وی برمیگرد، شاعر مرده و نعشاش بر روی قالی بو گرفتهاست.
از نگاه ساختار و فورم، این غزل نشانگر رشد قابل توجه آقای ناصریاست در زمینهٔ سرایش شعر است که خیلی تازه، شسته و رفته سروده شدهاست و فضای این شعر برخلاف شعر آقای حکیمی، خوشساخت است و بیان رسا دارد. همچنین برخلاف شعر آقای حکیمی، در این شعر زمینهسازی خوبی با مصرعهای اول صورت گرفته است؛ اما مصرعهای تکمله متاسفانه میخکوب کننده آورده نشدهاست. به جهت استفاده از قافیه و ردیفهای تکراری نگاه و بیان شاعرانه در این شعر کمتر رخ دادهاست. قافیه و ردیفهای پرکاربرد باعث تنگ شدن فضا در شعر و مانع ایجاد نگاه جدید و تازه در ساحت شعر میشود و این مهم میطلبد تا شاعر در این زمینه محتاط باشد و در انتخابهای خود دقیق و ژرفنگر باشد.
از نکات قوت و ویژگیهای این شعر، صمیمت پابرجا و بیان زنجیرهییاست که برای مخاطب تصویر یکدست و منسجم بازتاب دادهاست.
در بخش چهارم: شعرخوانی
شاعران حاضر در نشست، هر یک: علی فرامن، گلآقا طاهری، عبدالوکیل واثق، سیدسکندرحسینی بامداد، صالح محمد خلیق، اسحق نورستانی، حسین علی صابری، رحمتالله مشفق، قدرت دلاور، طاها حسینی، ویس شیرزاد، فضل ربی افتقار، عاطف کابلیان و حمزه عابر، به خوانش سرودههای جدید خود شان پرداختند
شعر
بچه های مولانا
دختران رابعه
داستان
مقالات ادبی
رویداد های ادبی
رویدادهای فرهنگی هنری
چند رسانهای
درباره ما
نشر شادیان
