لب میگشایم صورتم را آه میگیرد _ مجید خاکسار
لب میگشایم صورتم را آه میگیردسازِ مرا آیینه با اکراه میگیرد بغضم یلی گردیده وحشتآور و یاغیتب میدهد، جان میستاند؛ راه میگیرد قلبم پریشان نیست هنگاهیکه بی«هوش»اماین گِل فقط وقتی که دارد...
لب میگشایم صورتم را آه میگیردسازِ مرا آیینه با اکراه میگیرد بغضم یلی گردیده وحشتآور و یاغیتب میدهد، جان میستاند؛ راه میگیرد قلبم پریشان نیست هنگاهیکه بی«هوش»اماین گِل فقط وقتی که دارد...