هدیه ارمغان-گریههایم در اتاقی در گرفت
گریههایم در اتاقی در گرفتدامنم دور اجاقی در گرفت گفته بودم بگذرم از زندگیزندگی بر روی طاقی در گرفت دستهایت تا که بر دستم رسیدبر لبانم اتفاقی در گرفت پردهها...
گریههایم در اتاقی در گرفتدامنم دور اجاقی در گرفت گفته بودم بگذرم از زندگیزندگی بر روی طاقی در گرفت دستهایت تا که بر دستم رسیدبر لبانم اتفاقی در گرفت پردهها...
چون کابل قدیمِ پر از پاکبازهادر تو هزار کوچه خرابات و سازها روییده از لبت گل آوازهای سرخبزمیست در گلوی تو از نینوازها مثل جزیرهای به خودت منتهیستیتنهایی رها شدهای...
هرگز ندیده کس مرا از درد سر خالیجای تو تا کی پشت این دیوار و در خالی… کوچه سکوت مطلقی در انزوا داردتا انتها از جای پای رهگذر خالی درگیر...
آسمانی ستاره در چشمتیک جهان استعاره در چشمت معبد نوبهار آغوشت…آتشم من، شراره در چشمت بامیانبامیان گلِ بادام…شاهدخت هزاره در چشمت دامنِ تو غزلغزل بلخاستشادیانِ بهاره در چشمت یک بدخشان...
یک دم عبور میکنم از هر چه باورمتا میزند هوای تو یک لحظه بر سرم وقتی که یک نهالم و در زیر برف گیرایمان به فصل سبز شکفتن کجا برم؟...
ماهی کوچک دریاچه به تور افتادهدر دل مردم یک دهکده شور افتاده چادر آبی گلدار تو با باد چه کرد؟که به رقص آمده در جنگل دور افتاده چند ساعت که...
برگها در کیسهی پاییز خالی میشودیک قطار ِ از غزل لبریز خالی میشود رفتنت باران، نه تنها سیبها را کشت، کهبعد از این کم کم سرکها نیز خالی میشود پنجره...
قسمت سبدش را سر این بام انداختبر دامن سرخم گل بادام انداخت قسمت حرکت کرد در آیینه نشستروشن شدم از ماه که در جام انداخت قسمت نه چنان است که...
عصر پنجشنبه ۲۹سنبله سال ۱۴۰۳ هـ.خ. شصت و ششمین نشست هفتگی انجمن ادبی «خانه مولانا» و انجمن نویسندهگان بلخ با عنوان «چارباغ خیال» باهمکاری کتابخانهی عمومی فردوسی با حضور استاد...
عصر پنجشنبه ۲۲ سنبله سال ۱۴۰۳ هـ.خ. شصت و پنجمین نشست هفتگی انجمن ادبی «خانه مولانا» و انجمن نویسندهگان بلخ با عنوان «چارباغ خیال» باهمکاری کتابخانهی عمومی فردوسی با حضور...