موسی ابراهیمی-کسی آرام در آغوش سرد باد میرقصد
کسی آرام در آغوش سرد باد میرقصدهمان که گیسوانش بوی شب میداد میرقصد ببین رسم عجیب عشق را آنقدر شیرین استکه حتی پیش پای مرگ هم فرهاد میرقصد همیشه اتفاق...
کسی آرام در آغوش سرد باد میرقصدهمان که گیسوانش بوی شب میداد میرقصد ببین رسم عجیب عشق را آنقدر شیرین استکه حتی پیش پای مرگ هم فرهاد میرقصد همیشه اتفاق...
راه میافتم سوی افسانههای دور با تومثل عشاق قدیمی ساده و مغرور با تو همپیاله با دو چشمت میشوم دیوانه و مستمستتر از دانهی دیوانهی انگور با تو نقش میبندد...
هرگز ندیده کس مرا از درد سر خالیجای تو تا کی پشت این دیوار و در خالی… کوچه سکوت مطلقی در انزوا داردتا انتها از جای پای رهگذر خالی درگیر...
آسمانی ستاره در چشمتیک جهان استعاره در چشمت معبد نوبهار آغوشت…آتشم من، شراره در چشمت بامیانبامیان گلِ بادام…شاهدخت هزاره در چشمت دامنِ تو غزلغزل بلخاستشادیانِ بهاره در چشمت یک بدخشان...
یک دم عبور میکنم از هر چه باورمتا میزند هوای تو یک لحظه بر سرم وقتی که یک نهالم و در زیر برف گیرایمان به فصل سبز شکفتن کجا برم؟...
ماهی کوچک دریاچه به تور افتادهدر دل مردم یک دهکده شور افتاده چادر آبی گلدار تو با باد چه کرد؟که به رقص آمده در جنگل دور افتاده چند ساعت که...
برگها در کیسهی پاییز خالی میشودیک قطار ِ از غزل لبریز خالی میشود رفتنت باران، نه تنها سیبها را کشت، کهبعد از این کم کم سرکها نیز خالی میشود پنجره...
قسمت سبدش را سر این بام انداختبر دامن سرخم گل بادام انداخت قسمت حرکت کرد در آیینه نشستروشن شدم از ماه که در جام انداخت قسمت نه چنان است که...
نیلوفر نیکسیر غمی درپیش چون کوه دماوند چکیده : شادی، درد، لذت وبسا عواطف پیچیده انسانها در کلام شان خود را به رخ می کشد ومنظور ما از کلام،...
عصر پنجشنبه ۲۹سنبله سال ۱۴۰۳ هـ.خ. شصت و ششمین نشست هفتگی انجمن ادبی «خانه مولانا» و انجمن نویسندهگان بلخ با عنوان «چارباغ خیال» باهمکاری کتابخانهی عمومی فردوسی با حضور استاد...