


با چشم تو در دفتر خود داشت تبانی
نقشی که زد از چشم تو شد جام جهانی
ابروی کمانت شده جنگاور و خونریز
یک آلت قتّالهی زیبای نهانی
با موی تو عمریاست غزل بافته شاعر
در دفتر من باش به میزان سهگانی
من دیدمت و زندهبهگوری شده سهمم
ای کاش که خاک از سر و رویم بتکانی
لبخند تو رمزینهی شیدایی قوهاست
ای خوبترین بحر غزل، رکن و معانی
“من مات من العشق فقد مات شهیدا”
“ترسم ندهی کامم و جانم بستانی “
جبر است که پابند تو باشم همهی عمر
زندانی بیقید توام یوسف ثانی
بیتالغزل قلب ترکخوردهی تاریخ!
در حلقهی دیوانگیام کاش بمانی